تبليغاتX
 بايد دويد تا ته بودن...

بايد دويد تا ته بودن...

گر بر مزارم میاید ....نرم و آهسته بیاید....مبادا که ترک بردار....همدم تنهایی من .............

چارلی چاپلین

من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام.

زندگی

 

زندگی مثل یک پیانوست

همان چیزی را می شنوی که می نوازی!!!

 

شریعتی

بدنیا آمده ام که انسان باشم. همین! نه فرشته و نه حیوان ... یک انسان با همه نقص ها و قدرتهایش. بر آنم که همواره از انسان بودنم لذت ببرم و دفاع کنم. چیز کمی نیست


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت


 

سلام بچه ها

من دوباره اومدم  امروز داشتم فکر می کردم حیف مدرسه نیستش چیه تابستون آدم دیوو نه میشه از بیکاری      راستی بچه ها کارناممو  گرفتممممممممممممم !!!!!!!!! بهتون نمی گم چند شدم می خوام حدس بزنید .دوست دارم بدونم که از نظر شما چه جور دانش آموزی به نظر می رسم . زرنگ یا کودن حتما بهم بگین .می گم بعضی معلما چرا این جورین عقده ای کینه ای اینگار ارث باباشونو دارن میدن بهمون آخه آدم خوب تو که 25/ که نمی دی واسه چی نمره کم می کنی)امروز میرم مدرسه واسه اعتراض دعا کنید که اشتباه کرده باشه.....ضمنا یه چیزم تازه یادم اومد این کسی که با اسم پرسپولیس نظر داده می خواستم بهش بگم  منظور از حرفایی که زدین چی بود؟ عزیزه من مستقیم بگو که داریم از حسودی می ترکیم که قهرمان شدین هیچ آدرسیم که نزاشتی تا جوابتو بدم  جو جو کوچولو .

ایتالیام که حذف شد به نظر من که حقش باخت بود پیپو جونو دعوت نکردش  باختن اگه دعوت می کرد که اینطور نمی شد مگه نه؟خوب من دیگه زیادی حرف زدم  حتما جواب سوالمو بدین ....حتما......

پیام امروز:زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.(دکتر علی شریعتی)

 

در پایان روز مادرو به همه ی مادران و زنان و خودم تبریک میگم   

همیشه آبی باشید

Arezoo


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 7:34 موضوع | لینک ثابت


بهار . . .
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!


خبر خبر:

ورود مواد مخدر جديد: نام اين ماده «پان پراگ»است و در بسته‌بندي زيبا و با عکس‌هاي هنرپيشه‌هاي هندي و پاکستان به صورت آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبو کننده دهان وارد کشور مي‌شود. قيمت اين ماده مخدر الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان ميباشد.دليلي که مصرف‌کنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن مي‌کشد، احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبکي سر، گيجي و شادي کاذب است. بسيار سرطانزا هم هست (STA)


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 7:56 موضوع | لینک ثابت


سلام

سلام

بچه ها  پیروزی استقلالو بهتون تبریک میگم از تک تک بچه ها ممنونیم که ما هارو خوشحال کردن مخصوصا از جباری به  خاطر بازی زیبای دیروزش و ازسایر بازیکنان و اقای قلعه نویی و و حجازی که جاش دیروز خیلی خالی بود یکباره دیگه این  پیروزیو به همه ی استقلالیا تبریک میگم.....

 


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 8:41 موضوع | لینک ثابت


او پر از زیباییست

ماه را میگویم

مونس و همدم شبهای پر از تنهاییست

ماه هم معجزه است

مثل شیرینی اب

مثل روییدن برگ

از پس خواب زمستانی خاک

من نمیدانم عشق

یا خرد

یا همان سردی دستان نگاه

چیست

این خواب پر از تنهایی

انتهایش به کجاست

چه کسی میداند

پشت لبخند همان کودک ده ساله ی عشق

کوله باریست پر از حسرت

و آه




 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:58 موضوع | لینک ثابت


ذکر

هر وقت خداوند بهت نعمتی داد، بگو: الحمدلله

هر وقت ناراحت شدی، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله

هر وقت رزقی ازت گرفته شد، بگو: استغفرالله


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 10:22 موضوع | لینک ثابت


می خواستم یه مطلبی در مورد آب واستون بگم می تونید باور کنید می تونید نکنید . هممون می دونیم که احساس ها و عواطف مخصوص موجودات جاندار هست می ذونیم که موجودات زنده نصبت به اتفاقات و عمل های دور و اطرافشون عکس العمل نشون میدن . ولی تا حالا شنیده بودین که اب هم همین خاصیت رو داشته باشه ؟ اره اب هم احساس داره ولی احساسش رو توی کریستال های تشکیل دهندش نشون میده ... اب در برابر عشق و محبت کریستال های زیبایی مثل دانه های برف تبدیل میشه در برابر حرف بد و تنفر به شکل نا موزون و نا منظم تبدیل میشه . ازمایشاتی که روی اب کردن اب را توی لیوان کردن و روش بر چسب زدن نوشتن ارامش و عشق و اطمینان و یه مشت چیز خوب کریستال های اب بسیار زیبا شدن همین اب رو با برچسب دیگه گذاشتن تنفر . خشم . غم .نامردی. کریستال ها به شکل زشت و قهوه ای رنگ در اومد .... یادوتونه میگفتن بدین فلانی دعا رو اب بخونه بده بچه ات بخوره تا خوب بشه بخاطر همینه کریستال های اب در برابر دعا شکل ارام و یکنواختی رو میگیرن و همون در درمان موثر هست شما اگه می خواید یه اب چاه رو بخورید کافی هست یه دعا روش بخونید و با خلوص نیت بخورید کریستال های در هم رفته به صورت نمظم در میان و اب قابل خوردن میشه . شما حتی اگه یه لیوان اب رو تو تهران در نظر بگیری و واسه همون تو یه شهر دیگه دعا کنی یا فحش بدی داری با احساسات اب بازی میکنی اصلا باورت میشه ؟
اب احساس داره او وقت تو می خوای من احساس نداشته باشم دوست داری هر چی دلت می خواد بگی و من رنجیده نشم . با احساسات کی بازی نکنید حداقل جلوی اب چون اگه فکر می کنی طرف نمی رنجه اون اب کنار دستت حتما میرنجه ؟؟؟!!!!!!!


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 17:13 موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها

امیدوارم حالتون خوب باشه  من بعد چند روز اومدم شرمنده که نتونستم این چند روز ه آپ کنم  شعر زیرو حتما بخونید از عمید صادقی نسب اشعارش واقعا زیباست یکی از اشعارش که هم زیبا بو و هم کوتاه رو امروز واستون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد

عزرائیل

خیلی از این مردم

چون علف

پای گیلاس آفرینش روییده اند

و خداوند

از خلق این خلایق متاسف است

دیروز عزرائیل را دیدم

باهمان کیف پست چی ماآلبش

پر از قبض روح

وبه سراغ مشترکین می رفت

مصرف عمر من بالا رفته خیلی زود نوبت من می شود....

 

ضمنا اگه وقت کردین به این وبلاگممم سر بزنید خوشحال میشم  آدرسشش اینه:

www.arezoo-sheitonak.blogfa.com


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 7:48 موضوع | لینک ثابت


نه از صداقت واژه ی دلتنگی گریز هست  ....



 نه از لبخند پنهانی چشمهای قاب شده ات !



 هر شب عهد می بندم که .....



  "تمامیت ستاره را فراموش کنم "!!!! و صبح ......



   دوباره به آفتاب و کودکانش لبخند می زنم!!!

    
    من تا همیشه بد قولم!!!


The Angel    
 
  I dreamt a dream! What can it mean?
And that I was a maiden Queen
Guarded by an Angel mild:
Witless woe was ne'er beguiled!

And I wept both night and day,
And he wiped my tears away;
And I wept both day and night,
And hid from him my heart's delight.

So he took his wings, and fled;
Then the morn blushed rosy red.
I dried my tears, and armed my fears
With ten-thousand shields and spears.

Soon my Angel came again;
I was armed, he came in vain;
For the time of youth was fled,
And grey hairs were on my head.

                          William Blake 
 


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 5:43 موضوع | لینک ثابت


روزی انیشتین به چارلی چاپلین گفت: ”معروفیت تو برای این است كه با حركات تو همه زبانت را می‌فهمند.” چارلی جواب داد: ”برعكس من، مشهور بودن تو برای این است كه اغلب مردم حرف‌های تو را نمی‌فهمند!”

 

 


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 8:31 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting