
نه از صداقت واژه ی دلتنگی گریز هست ....
نه از لبخند پنهانی چشمهای قاب شده ات !
هر شب عهد می بندم که .....
"تمامیت ستاره را فراموش کنم "!!!! و صبح ......
دوباره به آفتاب و کودکانش لبخند می زنم!!!
من تا همیشه بد قولم!!!
The Angel
I dreamt a dream! What can it mean?
And that I was a maiden Queen
Guarded by an Angel mild:
Witless woe was ne'er beguiled!
And I wept both night and day,
And he wiped my tears away;
And I wept both day and night,
And hid from him my heart's delight.
So he took his wings, and fled;
Then the morn blushed rosy red.
I dried my tears, and armed my fears
With ten-thousand shields and spears.
Soon my Angel came again;
I was armed, he came in vain;
For the time of youth was fled,
And grey hairs were on my head.
William Blake
نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 5:43 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود...
امیدوارم که از وبلاگم خوشتون بیاد من از شهسوارم(تنکابن)(ضمنا با تبادل لینکم موافقم )
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY