
او پر از زیباییست
ماه را میگویم
مونس و همدم شبهای پر از تنهاییست
ماه هم معجزه است
مثل شیرینی اب
مثل روییدن برگ
از پس خواب زمستانی خاک
من نمیدانم عشق
یا خرد
یا همان سردی دستان نگاه
چیست
این خواب پر از تنهایی
انتهایش به کجاست
چه کسی میداند
پشت لبخند همان کودک ده ساله ی عشق
کوله باریست پر از حسرت
و آه
نوشته شده توسط آرزو مهرابی در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 18:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود...
امیدوارم که از وبلاگم خوشتون بیاد من از شهسوارم(تنکابن)(ضمنا با تبادل لینکم موافقم )
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY