بهار . . .
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاض و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!


خبر خبر:

ورود مواد مخدر جديد: نام اين ماده «پان پراگ»است و در بسته‌بندي زيبا و با عکس‌هاي هنرپيشه‌هاي هندي و پاکستان به صورت آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبو کننده دهان وارد کشور مي‌شود. قيمت اين ماده مخدر الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان ميباشد.دليلي که مصرف‌کنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن مي‌کشد، احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبکي سر، گيجي و شادي کاذب است. بسيار سرطانزا هم هست (STA)


 

نوشته شده توسط آرزو مهرابی در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 7:56 موضوع | لینک ثابت